تبلیغات
!Sonic Freedom Fighters - بعد از طوفان قسمت دو
 
!Sonic Freedom Fighters
we work in the DARK,to serve the LIGHT
چهارشنبه 4 شهریور 1394 :: Black Snow Queen
خببب اینم از قسمت دوم
قسمت بعدی درباره ی جرعت حقیقتمون ته خندست
خب برو ادامه تا شوتت نکردم
موبیوس-خانه ی گلاسیا-ساعت ۱۰:۵۶ دقیفه ی صبح
همین که رسیدیم دم خونه یه دفعه مامبل در رو محکم باز کرد و کوبوند به دیوار.
مامبل:تیلز‌کدوم گوریه؟!؟!
همه با تعجب زل زده بودن و ویزپر رو دمش نشسته بود.
سونیک:همین الان لهش کردی...
مامبل:جان؟
یه دفعه دیدیم تیاز عین ورقه کاغذ صاف شده بود و از پشت در افتاد رو زمین.
مامبل:خاک بر سرم!!!!
من:خاک بر سرت!!!!
امی:تیلز زنده ای؟؟؟؟
تیلز بدبخت یه دفعه برگشت‌به حالت اول و از جاش بلند شد.
موبیوس-زیر زمین خانه ی گلاسیا-ساعت ۱۱:۱۸ دقیقه ی صبح
تیلز:اینو از کجا پیدا کردی؟
ویزپر:گفتم که.یه هیولایی ناپدید شد بعد از ازش موند!
من:شنفتی یا نه؟
بلیز:اونوقت اون هیولا چقدی بود؟
ویزپر:خفه شید الان موقع این حرفا نیست!
سونیک:تیلز این دقیقا چیه؟
تیلز:فهمیدید به منم بگید.
امی:خیر سرت نابغه ای.
تیلز:اخه من چمیدونم این چه کوفتیه وقتی نمیدونم از کجا اومده.
من:بیخی من فیلا میرم بیرون!
سونیک:منم میام!
ذهن من:منو یاد بابا پنجعلی انداخت...
من:خو باوشه گمشو بریم!
از زیر زمین اومدیم بیرون و تیلز و ویزپر شروع کردن به سر درآوردن از اون کریستال.من و سونیک هم همینجوری داشتیم واسه خودمون راه میرفتیم.
من:امم...سونیک؟میشه باهام بیای رودخونه؟
سونیک:اگه دوباره هلم ندی تو آب چرا که نه...
یه نیشخند زدم و راهم رو به سمت رودخونه کج کردم.سونیک هم پشت سرم در حال سوت زدن دنبالم بود.رسیدیم به رودخونه و نشستم وسط آب.تا گردن زیر آب بودم.
من:آخیش...حس زنده شدن داره...
سونیک:اره اره هرچی تو بگی...
من:اممممم گشنت نیست؟
یه دفعه شکم سونیک شروع کرد به غار و غور کردن.
سونیک:جوابتو گرفتی؟
من:خخخخ مسخره.صب کن الان غذا پیدا میکنم.
بهش یه چشمک زدم و شیرجه زدم تو آب.دور و اطراف رو برای یه ماهی نگاه کردم.ولی نبود که نبود!یه زره اطراف رو شنا کردم.عمق این رودخونه خیلی زیاد بود!یه دفعه چشمم افتاد به یه ماهی قرمز و بزرگ.داشت تو عالم خودش شنا میکرد خنگول!یواشکی رفتم از پشت و یه دفعه در رفت منم دنبالش!ذو سه بتر اشتباهی رفتم تو دیوار البته...ولی آخر سر دقیقا داشت به طرف سونیک شنا میکرد منم فرصت خوب گیر اوردم و سرعتم رو زیاد کردم.یه دفعه دقیقا جلوی سونیک در حالی که ماهی تو دهنم بود از آب پریدم بیرون و رو زمین قل خوردم.سونیک هم سریع اومد بالا سرم.
سونیک:زنده ای؟
من:اله(ماهی تو دهنمه نمیتونم حرف بزنم)
سونیک:لامصب چه ماهی گنده ای گرفتی!
من:هه هه!
ماهی رو روی زمین ولش کردم چون دیه نمیتونست فرار کنه.
من:یه فکری!برو خونه و بقیه رو بیار برای شب اینجا!میخوام امشب یه دور همی داشته باشیم!
سونیک:فکر خوبیه!به امی بگم ظرف و قاشق و خرت و پرت بیاره؟
من:اوهوم!تا اون موقع هم من یه عالمه ماهی میگیرم!
خلاصه که سونیک رفت خونه و من تا حدود ساعت ۶ ظهر داشتم ماهی میگرفتم!به طور عجیبی ماهی ها خیلی‌کم شده بودن!تازه چهارتا گرفته بودم!تا خورشید غروب کرد یه دفعه دیدم صدای خنده ی بچه ها داره میاد.مامبل،ویزپر،امی،سونیک،شدو،سیلور،تیلز،بلیز و ناکلز همه داشتن با یه عالمه ظرف و ظروف میومدن!
من:چه عجب!
امی:هههه ببخشید باید ظرفارو جمع میکردم.
ناکلز:خب شام چی داریم؟
شدو:ماهی،احمق...ماهی
بلیز:کسی گفت ماهی؟!؟!؟!؟!
یه زره خندیدم و دوباره شیرجه زدم تو آب.چشمم خورد به یه ماهی سفید خیلی بزرگ!یه نیشخند زدم و خواستم برم طرفش که یه دفعه دیدم یکی دستش رو گذاشت رو شونم.با تعجب برگشتم و دیدم همون دخترست!
؟؟؟:هه هه سلام نیمه گرگ!چه خبر؟!
من:بازم تو؟!ببین نمیدونم از‌جونم چی میخوای فقط بهم بگو تو کی هستی!
؟؟؟:هوم؟یعنی یادت رفته؟خب تعجبی هم نداره...احتمالا حافظه ات پاک شده!
دستش رو کشیدم کنار و روم رو کردم بهش.اما عجیبه...چطور مثل من زیر آب میمونه...؟
؟؟؟:یعنی تو واقعا یادت نمیاد؟!
من:چی رو؟!
؟؟؟:یادته روز اول که چشمات رو باز کردی...اونارو بالا سرت دیدی؟
من:خب آره...که چی؟!
؟؟؟:هه هه...تو چیزی یادت نمیومد.هنوز هم نمیاد.اسمت گلاسیا بود.اما یه تیکه از چیزی که تورو «گلاسیا» میکرد دیگه وجود نداشت!
یه زره مکث کردم.درسته،من از گذشتم هیچی یادم نمیومد.وقتی چشمام رو باز کردم اینجا بودم.و الان دو ساله که همینطوری سر کردم.
من:...اره...همینطوره که میگی...انگار یه چیز مهم رو فراموش کردم...
؟؟؟:هوم؟واقعا؟فکر میکردم مقاومت کنی...
دختره یه لبخند موزیانه زد و ناپدید شد.یه خرناس کشیدم و برگشتم به سطح آب.دیدم بچه ها با چوب و تنه ی درخت دارن میز و صندلی آماده میکنن.امی هم آتیش روشن کرده بود و داشت ماهی هارو درست میکرد با کمک سیلور.
سونیک:هوی گیلاس!تموم شد؟
من:گیلاس زهر مار!آره تموم شد.
از آب اومدم بیرون و دیدم ماه کامله.یه زره به ماه زل زدم و یه دفعه دیدم مامبل از پشت تکونم داد.
مامبل:ام...چیزی شده؟
من:ها؟نه!بیا بریم به بقیه کمک کنیم!هه هه...
بعد از اینکه ماهی رو خوردیم سونیک نشست داستان تعریف کرد و ما هم میخندیدیم!حتی شدو!دور آتیش نشستیم و جرعت حقیقت بازی کردیم....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 مهر 1397 02:41 ق.ظ
Greetings! I've been following your web site for a while now and finally got the courage to go ahead
and give you a shout out from Humble Texas! Just wanted to tell you keep up the good job!
پنجشنبه 5 مهر 1397 01:53 ق.ظ
Whats up this is kind of of off topic but I was wondering if blogs use WYSIWYG editors or if you have to
manually code with HTML. I'm starting a blog soon but have no coding skills
so I wanted to get advice from someone with experience.
Any help would be greatly appreciated!
پنجشنبه 5 مهر 1397 12:49 ق.ظ
Hello to every body, it's mmy first go to see
of thios blog; this web sitge includes awesome and really fine material forr visitors.
پنجشنبه 5 مهر 1397 12:06 ق.ظ
Employing timesheets, a corporation can get a comprehensive comprehension in their
fiscal situation. They do not have to refer to traditional analysis that are unreliable manual, necessitating paperwork and substantial guy
power. These time-sheets can provide the updated data in realtime and execute this automated analysis.
چهارشنبه 4 مهر 1397 03:13 ب.ظ
Hi, of course this post is truly fastidious and I have learned lot of things from it
about blogging. thanks.
دوشنبه 2 مهر 1397 09:00 ب.ظ
I visited multiple web sites except the audio feature for
audio songs current at this web page is truly excellent.
دوشنبه 2 مهر 1397 05:29 ب.ظ
I like the valuable information you provide in your articles.
I will bookmark your weblog and check again here frequently.
I'm quite sure I will learn many new stuff right here!
Best of luck for the next!
دوشنبه 2 مهر 1397 12:29 ق.ظ
Please maintain your pets off of the ifant carriers.
شنبه 24 شهریور 1397 05:37 ب.ظ
Together (with water and milk) a masterpiece!
شنبه 24 شهریور 1397 01:28 ب.ظ
Nak cerita pasal Child Service untuk Aisyah.
شنبه 24 شهریور 1397 04:41 ق.ظ
The adjustment screws are very sensitive and it can be difficult to geet them set perfectly so the belt stays centered.
Trying to obtain the best exercise possible could lead some people to going on the gym
constantly, however for others it might bring about them getting equipment
because of their home. The belt includes AEROsoft Plus cushioning system, and this might help decrease the shock on the
joints.
شنبه 24 شهریور 1397 03:31 ق.ظ
Cleaning out and deleting the Adobe and Java Cache files will help eradicate viruses and start handful of
area on your computer.
شنبه 24 شهریور 1397 01:37 ق.ظ
If some one needs to be updated with most up-to-date technologies afterward he
must be go to see this web page and be up to date every day.
جمعه 23 شهریور 1397 10:20 ب.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if
you knew of any widgets I could add to my blog that
automatically tweet my newest twitter updates. I've been looking for
a plug-in like this for quite some time and was hoping maybe you would have some experience with something
like this. Please let me know if you run into anything.
I truly enjoy reading your blog and I look forward to your new updates.
جمعه 23 شهریور 1397 09:56 ب.ظ
Your self-worth may not be dictated by the viewpoints of a person whoever cleverness
you do not also respect.
جمعه 23 شهریور 1397 11:22 ق.ظ
I lіke what you ɡuys are up also. Such smart woгk and reporting!
Carry on thе excellent works guys I have incorрⲟrated you ɡuys too
my blogroll. I think itt wiⅼl improve the value off my
sitе :).
جمعه 23 شهریور 1397 10:37 ق.ظ
The assumption is this behavior cannot connect with individuals identified as having
intellectual delays/challenges. on Google.

Plus my own individual internet sites are Senator Bernie
Sanders (I-VT), operating for the 2016 Democratic nomination for president, is doubling straight down on liberalism.
جمعه 23 شهریور 1397 07:42 ق.ظ
You should use this metal with confidence as a result of it's
durable and to gives jewelry a dearer wealthy look.
جمعه 23 شهریور 1397 06:23 ق.ظ
Having read this I believed it was very enlightening. I appreciate you taking the
time and effort to put this informative article together. I once
again find myself spending a significant amount of time both reading and posting comments.
But so what, it was still worthwhile!
جمعه 23 شهریور 1397 06:04 ق.ظ
If you would like to take a great deal from this paragraph then you have to apply such techniques
to your won website.
جمعه 23 شهریور 1397 05:32 ق.ظ
For initial time prospects and makers, you could probably fin the
Pandora attract like a craft simple to perform with.
دوشنبه 13 فروردین 1397 09:05 ق.ظ
The Workplace of Inspector Basic (OIG) has oversight of safety
of the integrity of Well being and Human Services (HHS) packages and operations.
سه شنبه 15 اسفند 1396 09:52 ب.ظ
من با مهارت های نوشتاری و همچنین با شما بسیار تحت تاثیر قرار می گیرم
طرح بندی در وبلاگ شما. آیا این موضوع پرداخت شده است یا تغییر کردید؟
خودت باش در هر صورت، نوشتن با کیفیت عالی را حفظ کنید
برای دیدن یک وبلاگ بزرگ مانند این، نادر است
امروزه
شنبه 5 اسفند 1396 09:21 ب.ظ
من با تمام ایده هایی که به پست شما ارائه کرده اید، درست می پذیرم.
آنها واقعا قانع کننده هستند و قطعا کار خواهند کرد.
با این حال، پست ها برای تازه کارها خیلی کوتاه هستند. میتوانست
لطفا آنها را از دفعه بعد گسترش دهید؟

از پستتان ممنونم.
سه شنبه 17 بهمن 1396 06:56 ب.ظ
این موضوعی است که نزدیک به قلب من است... متشکرم
هرچند که اطلاعات تماس شما کجا هستند؟
شنبه 1 مهر 1396 07:32 ب.ظ
Unquestionably believe that which you said. Your favorite justification appeared to be on the internet the easiest thing
to be aware of. I say to you, I definitely get annoyed while people think about worries that they just don't know about.
You managed to hit the nail upon the top and defined out the whole thing without having side-effects , people can take a
signal. Will probably be back to get more.
Thanks
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:37 ق.ظ
An impressive share! I have just forwarded this onto a colleague who had been doing a little homework on this.
And he in fact bought me breakfast due to the fact that I stumbled upon it for him...
lol. So allow me to reword this.... Thanks for the meal!!
But yeah, thanks for spending the time to talk about this matter
here on your website.
شنبه 14 مرداد 1396 11:29 ب.ظ
Definitely believe that which you stated. Your favorite justification seemed to be on the web the easiest
thing to be aware of. I say to you, I definitely get
irked while people consider worries that they plainly don't know about.
You managed to hit the nail upon the top as well as defined out the whole thing without
having side-effects , people can take a signal. Will likely be back to get more.
Thanks
شنبه 7 مرداد 1396 10:08 ق.ظ
There is certainly a lot to find out about this subject.
I really like all of the points you've made.
پنجشنبه 5 مرداد 1396 02:19 ب.ظ
Very shortly this web page will be famous amid all blogging and
site-building viewers, due to it's fastidious posts
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30


سلوم سلوم صد تا سلوم!بنده گلاسیا هستم!تورو جان من بهم نگید گیلاس!بنده یک سونیکی قدیمی هستم ولی به دلایلی یک سال ناپدید شدم :| خب

مدیر وبلاگ : Black Snow Queen
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :